نگاشته شده توسط: محسن (پسرنیک) | ژوئن 25, 2011

اولین سالگرد

اینجا خیلی چیزای جدید هست. چیزایی که تا حالا ندید. چیزایی که تا حالا تجربه نکردی. خیلی چیزای هیجان انگیز. کلی چیزای نو. آدمیزاد دو بخش داره. یه بخش خودشه… چیزی که قشنگ توش خیس خورده و به گوشت و پوست و خونش رفته، یه بخشم محیطشه.. اونی که هی عوض می شه نو میشه… جالب می شه… می گذره … عادی می شه… روزمره می شه و دل آدم رو می زنه. اینجا اولی رو نداری یا شایدم داری ولی کم داریش… ولی دومی رو بیشتر داری. اما هرچقدرم تو محیط جدید بچرخی دلت واسا خونه تنگ می  شه.

روز خوبی بود دیروز. یک ماه منتظرش بودم.. بالاخره رفتم و با غرور کارم رو به مارتین دادم وگفتم بیا این آخر ژوئن و این کار من. با یه حالتی گفت جدی؟؟؟ و وقتی همه چیز رو براش توضیح دادم گفت باید خیلی غرور آمیز باشه که کارت رو همون زمانی که ادعا کردی تحویل دادی. یه لبخندی بهش زدم و ادامه توضیحاتم رو گفتم… و راست می گفت خیلی غرور آمیز بود. و شیرین طعم پیروزی

اما فقط این نبود. زیبایی دیروز تنها این نبود. یک سال پیش همین حوالی من ایران بودم. مهدی ورجه وورجه می کرد. این رو درست کن اون رو درست کن. همه هیجان داشتیم. نمی دونستیم چی ممکنه پیش بیاد واسا همین همه جوانب رو می سنجیدیم. استرس تو صورت مهدی کاملا مشهود بود و شادی تو صورت مامان. شاید برای مهدی هر ثانیه یک سال میگذشت ولی بالاخره روز موعود شد. دستش رو گرفت و باهاش عهد بست. عهد بست که از همین امروز تا هر وقت که چشماش سوی دیدن و گوشاش سوی شنیدن و لباش توان بوسیدن داشته باشن کنارش بمونه. براش خوشبختی رو بسازه حتی اگر زیر کوران مشکلات باشه. براش لبخند رو به خونه بیاره حتی اگر از جهنم عذاب رد شده باشه. ویک سال گذشت. خوش و خرم. شاد و خوشحال هر دو به عهدشون وفا کردن. کارنامه یک سالشون درخشان بود و دست هم رو فشردن که این عهد رو بازهم ادامه می دیم. کنار هم و باهم. خیلی حس خوبی باید باشه. یه جور حس رضایت.

من که دستم از اونجا دوره. بخوام فحش و لعنت به فاصله ها بدم کار بیهوده ایه. پس از همین جا براشون بهترین آرزوها و گرمترین بوسه ها رو تو پاکت می ذارم و روی تند ترین پرنده ای که عزم شرق رو کرده می ذارم و به سمتشون روانه می کنم {1} وامیدوارم که همیش دلتون شاد و لبتون خندون باشه.

            پینوشت    {1}

به پرنده می سپارم چون فعلا کانادا پست در اعتصابه!!!!

رو هر دو بسته بوسه هام نوشته برسد به دست مهدی خان نیک سیر. خودت زحمتش رو بکش


پاسخ

  1. از شيخ العارفين،جامع الشرايتين ، اخوي في الدنيا
    به موزيسين كبير،سردبيري چيره دست ، مجري توانا، استاد الاساتيد
    السلام عليكم و رحمه الله
    مرقومه حضرت استاد بسيار در دل ما جوش و خروشي به پا نمود و باعث شادي و خوشحالي بنده گرديد.
    خداوندگار حكيم را شاكرم كه در اين روز عزيز آن پادشاه ادمونتون نشين به ياد ما بوده و در شادي ما از راه دور شريك، پس نعمت دوست داشتن را گران ارج مي نهيم و تقدير مينمايم از حضرتتان كه اينگونه باعث شادي و مسرت ما گرديديد.
    از جانب همسر گراميمان نيز از آن طوطي شكر شكن شيرين گفتار كمال تشكر را داريم.
    باشد كه هر روز خبر موفقيتهاي شما بيش از گذشته به ما برسد.
    ومن ا … توفيق
    الاخوي 1390/4/5 خورشيدي


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.